سه‌شنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۸

شلیک

وقتی یه آدم بزرگ
یه تفنگ پلاستیکی ور میداره و تو رو نشانه میگیره
اجازه شلیک بهش نده.
چون بعد شلیک،
انتظار داره بمیری.
اگر نمردی،
یا فکر میکنه گربه هستی و هفت تا جون داری (اونوقته که بهت میگه پیییشته)
یا دنبال یه تفنگ قویتر میگرده تا هی بهت شلیک کنه.
وای به روزی که یه تفگ بادی گیر بیاره و بتونه زخمیت کنه...

۱۹ نظر:

Anonymous گفت...

من از همه تفنگها بدم می اید...ماه لی لی

FASAANEH گفت...

گاهی اوقات خواب می دیدم کسی دنبالمه و بهم شلیک می کنه. خیلی درد داشت، حتی توی خواب.
تو دنیای واقعی اما، این شلیکها میتونه با تفنگ قلب آدم باشه، که روح و جسم دیگری رو به شدت زخمی کنه و آزار بده.

Anonymous گفت...

آدما هميشه همينطورند

سین دخت گفت...

... بازم کیو کیو بنگ بنگ.

این ترانه گوگوش رو دوست دارم راستی.

به قول شماها پی نوشت:
آدم بزرگا می دونن تنفگشون قلابیه بچه ها باور نمی کنن که این بازی بازیه...

فرزاد محمدی گفت...

از این شکلک هایی که میگه نگرفتم چی شد نداری!؟

Anonymous گفت...

وقتی یه آدم بزرگ میاد و با تفنگ پلاستیکی سمتت نشونه می ره ، تفنگ رو از دستش بگیر ...چون اون شعور نداره و نمی فهمه که همون تنفنگ پلاستیکی رو روزی یه آدم بزرگ دیگه سمتش نشونه رفته بوده و ...روزی دیگر سمت آدم بزرگ قبلی و قبلی وقبلی ....
نقاشچی باشی

خلیل گفت...

سلام، اگرچه " کلوخ انداز را پاداش سنگ است." اما نه همیشه، بسته به موقعیت مکانی، زمانی و اجتماعی دارد. حواست باشد که از جنبش آزادیخواهی خودمان حرف می زنیم. آخه عمو فیروز که حواسش بیش از این ها بود. به همین دلیل با سیاه کردن سر و صورتش و دایره اش و رقص خیابانی اش یک خاطره ی تاریخی را برای همیشه زنده نگه داشت.

فروغ گفت...

كاش همه چي به همين سادگيا باشه عمو فيروز...
نيست عمو
نيست

مژگان گفت...

سلام
راستش رو بخوای اون روز که این حرف رو بهم گفتی کلی فکر کردم امانتونستم بپذیرم مثل همون روز میگم بچه بچه است حس قدرتی که می کنه باعث میشه رشد بکنه و...

مژگان گفت...

سلام
اشتباه شد من فکرم پیش جمله اون روزت بود

مهتا گفت...

روح خیلی ها زخمی شده از تفنگهای بادی..

مادنا گفت...

مطمئن باش تو با این شلیکها نمیمیری,اما....

چشم به راه گفت...

خيلي وقتهاگلوله ي كلام كشنده تر از گلوله تفنگه .

رئيس...! گفت...

انتظار هاي نا بجا. تا بوده همين بوده

سودا گفت...

اما خودمونيماحس ديكتاتوريت گل كرده ها

خاله زنک گفت...

اگه بخوای یکی رو زخمی کنی احتیاج به تفنگ ساچمه ای نیست همه تفنگها تیرکمونهاواسلحه های عالم روهم جمع کنی باتیرنگاه آدمهاچه میکنی ؟
صاف میادمیشینه به قلبت وبعدش هم خلاص!!

مکرمه گفت...

سلام/یاد یه داستانی افتادم که توش یه آدم بزرگ پا به پای بازی بچخه پیش میره و خودشو به مردن میزنه بعد از اینکه هیاهوی همسایه ها میخوابه مادر بچه بهش میگه : : بعد از این فقط به دوستات شلیک کن!

هادی گفت...

گل گفتی
این یکی رو هستم اسیدی!
مثل اینکه من هم همین کار رو باید بکنم الان تو این قضیه!

مرضیه گفت...

اون تفنگداران مثل همین احمقی بودند که ما هم عرض کردیم!

خدا ریشه شان را بخشکاند